کوچه هایمان را به نامشان کردیم که هر گاه آدرس منزلمان را می دهیم ، بدانیم از گذرگاه کدام شهیدبا آرامش به خانه می رسیم...
نکند عکس آنان را ببینیم و عکس آنها عمل کنیم!!!
بیایید برای شادی روحشان اول گناه نکنیم و بعد صلوات بفرستیم...
نومید مشو که تورا نیز عاشورایی است و کربلایی ، که تشنه خون توست و انتظار تورا می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خوددلبستگی هایت هجرت کنی و به « کهف حصین لا زمان و لا مکان » ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شـهـادت رسی...
سید شهیدان اهل قلم
الهی !
با خاطری خسته ، دل به تو بسته ام؛
دست از غیر تو شسته و در انتظار رحمتت نشسته ام؛
بدهی کریمی ، ندهی حکیم ، بخوانی شاکرم ، برانی صابر...
الهی !
احوالم چنان است که میدانی و اعمالم چنین است که می بینی؛
نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز...
الهی !
مشت خاکی را چه شاید و از او چه برآید و با او چه باید؟
دستم بگیر یا ارحم الراحمین...
الهی العفو...
هیچ داری از دل مهدی خبر گریه های هر شبش را تا سحر
او که ارباب تمام عالم است من بمیرم سر به زانوی غم است
شیعیان! آقا غریب و بی کس است جان مولا معصیت دیگر بس است
شیعیان بس نیست غفلتهایمان؟ غربت و تنهایی مولایمان؟
ما که داریم ادعای شیعگی پاسخی داریم بجز شرمندگی؟؟
خدا کند که مرا با خدا کنی آقا زقید و بند معصیت رها کنی آقا
دعای ما به در بسته می خورد ایکاش خودت برای ظهورت دعا کنی آقا
الـلـهـم عـجـل لـولـیـک الـفـرج
